|
آرشيو ماهانه مطالب قبلي صهیون پژوهان
پیوندها مرکز عرضه محصولات فرهنگی ضد صهیونیستی
تعداد بينندگان
|
موضع گيري امام خميني نسبت به آتش سوزي مسجدالاقصي در پي آتش سوزي مسجدالاقصي ، روزنامه الجمهوريه چاپ بغداد در شماره 588 خود در تاريخ
1/8/1348، تحت عنوان مرجع دينی حضرت آيتالله خمينی (ره) خواستند كه
مسجدالاقصی تجديد بنا نشود چنين نوشت: «حضرت آيتالله خمينی (ره) مرجع دينی، از كليه مسلمانان خواستند كه صفوف خود را در برابر دشمنان متحد سازند. حضرت آيتالله طی گفتگويی با خبرگزاری عراق اظهار داشتند: كنفرانس اسلامی كه در اين رابطه منعقد گرديد، منشا خدمتی به سود مسلمانان نشد، بلكه به دشمنان اسلام كمك كرد زيرا اين كنفرانس تلاش داشت كه جنايات صهيونيسم، در آتش زدن مسجد الاقصی لوث شود. جای شگفتی نيست كه كنفرانس مزبور با شكست مواجه شد، زيرا بعضی از شركتكنندگان در اين كنفرانس نيت صادقانه نداشتند و به علاوه تناقضاتی ميان شركتكنندگان در اين كنفرانس وجود داشت.
حضرت آيتالله افزودند: تا زمانی كه فلسطين اشغال شده، آزاد نشده است
مسلمانان، مسجدالاقصی را نبايد تجديد بنا كنند. بگذارند جنايت صهيونيسم
همواره در برابر چشمان مسلمانان مجسم باشد و مايه حركتی برای آزادی فلسطين
گردد.»
امام خمينی (ره) ضمن بحث راجع به حكومت اسلامی در بهمن 1348 نيز نظر خود را راجع به آتشسوزی مسجدالاقصی و نقشه صهيونيستی و غارتگرانهای كه رژيم شاه در زير پوشش جمعآوری اعانه برای تجديد بنای مسجدالاقصی دنبال میكرد، چنين بيان فرمودند: «... مسجدالاقصی را آتش زدند، ما فرياد میكنيم كه بگذاريد مسجدالاقصی به همين حال نيمسوخته باقی باشد، اين جرم را از بين نبريد؛ ولی رژيم شاه حساب باز میكند و صندوق میگذارد و به اسم بنای مسجدالاقصی از مردم پول میگيرد تا شايد بتواند از اين راه استفاده نمايد و جيب خود را پر كند و ضمنا آثار جرم اسرائيل را از بين ببرد...»
2
نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 12:28 توسط الحديد
آقاي مشايي بخواند :ملت اسرائيل اراذل و اوباش، غاصب و بي هويت هستند.
جعليبودن رژيم غاصب صهيونيستي و پروژه ملتسازي از سوي سردمداران صهيونيسم بينالملل، موضوعي است كه بارها از سوي مقام معظم رهبري، حضرت آيتالله سيد علي خامنهاي در مناسبتهاي مختلف طرح و از زواياي گوناگون به آن پرداخته شده است. موجوديت ساختگي و دروغين رژيم موهومي به نام اسرائيل كه اختاپوسوار بخش اعظم كشور اسلامي فلسطين را در نورديده است، پيش از رهبري آيتالله خامنهاي نيز همواره از سوي بنيانگذار انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(س) مورد موشكافي و بررسي قرار ميگرفت و آن بزرگوار نيز در مناسبتهاي متعدد چه در بدو شكلگيري شعلههاي انقلاب اسلامي در سال 1341 و 42 و چه پس از آن، همواره مسأله فلسطين و موجوديت جعلي رژيم اشغالگر قدس و نيز فرايند ملتسازي اين رژيم را مطرح و خطر آن براي مسلمانان و كشورهاي اسلامي را گوشزد ميكردند. سيد حسن نصرالله، دبيركل حزبالله لبنان پنج سال پيش در ديدار با
جمعي از طلاب حوزه علميه قم، مقام معظم رهبري را " كارشناسترين كارشناسان
درباره مسائل اسرائيل" ذكر كرد و از ايشان به عنوان بلندپايهترين رهبر
مقاومت اسلامي عليه رژيم صهيونيستي نام برد.
به همين مناسبت در ادامه بخشي از ديدگاههاي معظمله درباره ملت بيهويت، جعلي و دروغين اسرائيل را مرور ميكنيم.
ادامه متن
2
نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 12:18 توسط الحديد
پيشنهاد به اولمرت
وبلاگ صهيونيسم و جهان اسلام به مديريت الحديد از همين پايگاه به ايهود
اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي پيشنهاد ميكند كه هر چه سريعتر و در اين
20-30 روز باقيمانده تا انتخابات و كنارهگيرياش جناب آقاي اسفنديار
رحيم مشايي را به عنوان وزير گردشگري اين رژيم به حاي اسحاق آهارونویچ
معرفي بكند . زيرا ايشان بسيار حامي شهروندان رژيم صهيونيستي ميباشند و
همچنين ميتوانند توريستهاي بسياري را از اقصا نقاط جهان به اسرائيل جذب
كند .
2
نوشته شده در پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 7:46 توسط الحديد
خون به دل دلسوزان و آب در آسياب دشمنان اسفنديار رحيم مشايي رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بار ديگر اعلام كرد كه:براي هزارمين بار ميگويم كه ما با مردم اسرائيل دوست هستيم و با آنان دشمني نداريم .
بايد به آقاي مشايي گفت كه اصلا شما كه هستيد كه بخواهيد اعلام بكنيد كه ملت ايران با اسرائيل دوست است يا نه ؟ و آيا اصلا ملت اسرائيل وجود دارد و مليت شهروندان اسرائيل آيا از لحاظ ايران به رسميت شمرده شده است ؟ مردمي كه از كشورهاي مختلف به بهانهها و همچنين وعدههاي واهي با غصب پا به سرزمين فلسطين گذاشتهاند آيا دوست آقاي رحيم مشايي هستند يا دوست ملت ايران ؟ در طول سي سال عمر انقلاب اسلامي ايران كه به بركت وجود حضرت روحالله و تدابير حضرت آيتالله خامنهاي بدينجا رسيده است تا به حال هيچ مقام مسئول دولتي چنين جرئتي به خود راه نداده است كه چنين اظهاراتي را داشته باشد . آقاي مشايي شما نه تنها سابقهي نه چندان مطلوبي چندين سال مديريت خود در عرصهي شهرداري تهران و همچنين سازمان گردشگري به جاي نگذاشتهايد بلكه در برخي اوقات با بيشرمي برخي اظهارات نابخردانه را نيز داشتهايد: اظهارات شما در مورد اجباري نبودن حجاب زنان در ايران و اجازه به خبرنگار زن خارجي براي درآوردن روسري خود . حضور در مجلس رقص زنان در كشور تركيه و در طي يك ماه گذشته نيز اظهارات چندبارهي شما دربارهي دوستي ملت ايران با ملت اسرائيل و برترين شمردن مردم امريكا ! اگرچه قطرهاي نجاست آب كر را نجس نميكند ولي آقاي مشايي شما با سخنان خود بسياري از اهالي سياست را در امريكا و اسراييل خشنود و خرسند كرده و اهل ايمان و دلسوزان انقلاب را ناراحت و دلخون !
2
نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 14:32 توسط الحديد
پایان دوره
سرانجام ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم نامشروع اشغالگر قدس پس از فشارهای سیاسی در پی شکست در جنگ ۳۳ روزه افشا شدن فسادهای مالی و اداری عدم برآورد انتظارات شهروندان یهودی اشغالگر و همچنین بی ثباتی در نظم و امنیت و اداره ی دولت اعلام کرد در انتخابات زودهنگام شهریور ماه شرکت نخواهد کرد.!
2
نوشته شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت 17:17 توسط الحديد
رابط ساواک و موساد چه کسی بود؟ يعقوب نيمرودي از بنيانگذاران شبكههاي جاسوسي موساد در ايران، عراق و شيخنشينهاي خليج فارس قلمداد ميشود وی در آموزش و تجهيز «سازمان اطلاعات و امنيت كشور» و تبديل آن به «زائده سازمان اطلاعاتي اسرائيل» نقش اساسي و غيرقابل انكار داشت. يعقوب نيمرودي، فرزند صيون، در اول ژوئن 1926[1305] در يك خانواده يهودي عراقي در بيتالمقدس (اورشليم) بهدنيا آمد. يعقوب در سالهاي 1970-1947 به اتفاق اسحاق ناوون، دوست دوران كودكيش و شخصيت بلندپايه بعدي در دولت اسرائيل، در سازمان «هاگانا» به فعاليتهاي تروريستي عليه مسلمانان اشتغال داشت. با تأسيس دولت اسرائيل، نيمرودي به فعاليت خود در صفوف اطلاعات نظامي ادامه داد و در سالهاي 1948-1955 مسؤوليت ستاد فرماندهي جنوب را در اين سازمان عهدهدار بود. طبق اسناد موجود، ظاهراً نيمرودي براي نخستين بار در تاريخ 30/10/1344 از طريق مرز تركيه وارد ايران شد و بطور رسمي متصدي معاونت «آژانس يهود» در تهران گرديد. وي در فرم اقامتش خود را كارمند پيشين «آژانس يهود» در اسرائيل معرفي كرده است. ولي در واقع نيمرودي هدايت شبكه موساد را در ايران به عهده داشت. در نتيجة عملكرد اطلاعاتي و سياسي و فرهنگي سرويسهاي جاسوسي غرب بود كه رژيم پهلوي در دهه 1340 به نزديكترين متحد اسرائيل و بزرگترين پايگاه صهيونيسم در منطقه بدل گرديد. اين موفقيت تا حدود زيادي با نام يعقوب نيمرودي و شگردهاي زيركانه او پيوند خورده است. يعقوب نيمرودي بهعنوان رابط موساد (سرويس «زيتون») با ساواك، تا سال 1348 نقش مهمي در تبديل ساواك به زائدة اطلاعاتي اسرائيل ايفا كرد، معهذا فعاليتهاي او در عرصههاي جاسوسي و اطلاعاتي محدود نبود و وي با هدايت لرد ويكتور روچيلد و در همكاري با شاپور ريپوتر مجري طرحهاي پيچيدهاي در عرصههاي فرهنگي و اقتصادي نيز بود.1 نيمرودي پس از برقراري ارتباط تنگاتنگ بين دو سازمان اطلاعاتي ايران و اسرائيل، عمليات خود را در حوزههاي ديگر بهطور آشكار و پنهان تداوم بخشيد. وي در ظاهر به فعاليتهاي نظامي پايان بخشيد; ولي مطابق يك برنامه دقيق و از پيش تعيين شده به فعاليتهاي اقتصادي در ايران دست يازيد و در اين زمينه به موفقيتهاي چشمگيري نيز دست يافت. وي با تأسيس شركت I.C.E در تهران و دريافت پروژههاي كلان چون مشاركت در احداث تأسيسات جزيره كيش و قاچاق آثار هنري و باستاني ايران.5 نه تنها به يكي از سرشناسترين چهرههاي مالي اسرائيل تبديل شد، بلكه در تبديل ايران بهعنوان يكي از وابستگان اصلي و پايگاه عمده اسرائيل در منطقه نقش اساسي و چشمگير ايفا كرد.
1-ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، ج 2، صص 126-125.
2
نوشته شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت 11:27 توسط الحديد
غده سرطاني ![]() امام خميني(ره) رهبر کبير انقلاب اسلامي در تاريخ2/1/1385 رژيم اشغالگر قدس را غده سرطاني ناميد و نابودي آنرا پيش بيني کرد. اکنون با گذشت حدود سي سال از پيش بيني امام(ره)، اگر نگاهي گذرا به تاريخچه وضعيت رژيم صهيونيستي بياندازيم مي بينيم که اين رژيم هر لحظه به نابودي خود نزديکتر مي شود و شمارش معکوس از بين رفتن و محو شدن اين غده سرطاني از صفحه روزگار آغاز شده است. پس از اولين نبرد ميان صهيونيستها با اعراب در سال 1948، رژيم اشغالگر اسرائيل تأسيس شد و اعلام موجوديت کرد. صهيونيستها در آن نبرد پيروز شدند و تا حدودي براي خود جاي پا باز کردند. در سال 1953 دومين نبرد ميان صهيونيستها و اعراب در گرفت. اعراب باز هم شکست خورده و جنگ را واگذار کردند. سومين نبرد ميان اعراب و صهيونيستها در سال 1967 صورت گرفت که به جنگ 6 روزه شهرت يافت. اعراب يکي از سنگين ترين شکستهاي خود را در اين نبرد خوردند. 1973 جهان شاهد چهارمين نبرد ميان طرفين بود. باز هم صهيونيستها پيروز ميدان شدند. در سال 1358 شمسي (1979 ميلادي) امام خميني(ره) سخن معروف خود در مورد رژيم صهيونيستي را بيان کرد و آنرا غده سرطاني خواند و فروپاشي اين رژيم در آينده نزديک را پيش بيني کرد. در سال 1982 رژيم صهيونيستي از اوضاع بحراني لبنان به دليل وجود جنگ داخلي سوء استفاده و به لبنان حمله کرد و بيروت را به اشغال خود درآورد. با آغاز مقاومت و عملياتهاي مسلحانه حزب الله لبنان، رژيم صهيونيستي که ديگر توان ايستادگي نداشت از بيروت خارج شد و تا جنوب لبنان عقب نشيني کرد. البته اشغال مناطق جنوبي لبنان تا سال 2000 ادامه داشت، اما پس از سالها مبارزه و عملياتهاي مسلحانه و استشهادي نيروهاي دلير حزب الله عليه ارتش صهيونيستي، اين ارتش ناگزير از ديگر مناطق جنوبي لبنان نيز خارج شد. در سال 2006 ارتش صهيونيستي با اهداف مختلف و از جمله گرفتن انتقام شکستهاي قبلي خود در برابر حزب الله، به لبنان حمله کرد اما با 33 روز مقاومت دليرانه سربازان الهي، نه تنها اين رژيم به هيچ يک از اهداف خود دست نيافت، بلکه با سرافکندگي کامل و شکست خورده از لبنان خارج شد. پس از آن پيامدهاي اين شکست سنگين ادامه يافت و بحران سياسي روز به روز در اين رژيم افزايش يافت به طوريکه در حال حاضر در بدترين اوضاع تاريخ خود به سر مي برد و هر لحظه بيشتر رو به پرتگاه سقوط و نابودي پيش مي رود. به اميد روز نابودي کامل اين رژيم و از بين رفتن و محو شدن اين غده سرطاني از صفحه روزگار. منبع : QodsTv.Ir
2
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 10:58 توسط الحديد
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||