از اين به بعد ميتوانيد مطالب "صهيونيسم و جهان اسلام" را در alhadid.com دنبال بفرماييد.
به تدريج در حال انتقال مطالب قبلي به سايت هستم. جهت مشترك شدن نيز از RSS استفاده نماييد.
آقای علی معلم از چاپ کتاب در ایران با موضوع یهود در همایش «عهد قلم» به شدت انتقاد کرد. +
علی معلم گفت: اقوامی هستند که در تاریخ و جغرافیا نامشان به دشواری پیدا میشود ولی در ایران کتابهای مختلفی از اساطیر آنها موجود است. هماهنگی مترجمان و نویسندگان و مطبوعات را برای توجه به اینها چه کسی سامان داده است؟ اکنون آثاری درباره یهود هم در دسترس است. +
با تمام احترامی که برای آقای علی معلم قائل هستم این انتقاد ایشان را به هیچ وجه وارد ندانسته و آن را نقد میکنم.
آقای معلم؛ یهودیت نه یک قوم گمنام در تاریخ است و نه دینی بی سروصدا که با دشواری بتوان نامی از آن یافت. شما انتظارتان آنقدر بالاست که اینگونه در سخنان خود فریاد میزنید که «اکنون آثاری درباره یهود هم در دسترس است». یعنی اوضاع آنقدر خراب است که در مورد یهود هم کتاب پیدا می شود!
بنده از یهودیت دفاع نمیکنم، ولی سخنان غیرمنطقی شما مرا به نوشتن واداشت تا سوالی از شما بپرسم. مگر قرار است آثاری در مورد یهود در دسترس نباشد؟ آیا یهودیت یکی ادیان الهی و همچنین یکی از ادیان ابراهیمی نیست؟ چرا نباید کتابی در این مورد در بازار نشر وجود نداشته باشد؟ آیا به نظر شما کسی با خواندن کتاب هایی در مورد یهودیت، یهودی میشود؟ (لازم به ذکر است یهودیت یک دین بسته است و ورود به یهودیت نه تنها امکانپذیر نیست بلکه معنا ندارد.)
نکتهی دیگری که لازم است ذکر شود این است که اثبات شئ که نفی ما عدا نمیکند. چه ایرادی دارد که کتابی در مورد یهود چاپ شود و کتابهایی نیز در مورد ادیان یا موضوعات دیگر و حتی موضوعات مورد علاقهی شما، منتشر گردد؟ بسیار بی معناست در کشوری که ادعای مبارزه با صهیونیسم را دارد، یکی از مسئولین فرهنگی در حضور وزیر ارشاد و دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی فریاد برآورد که چه معنی دارد در مملکت کتابی در مورد یهود چاپ شود. اگر ما ادعای اشاعهی اطلاعات داریم، اگر ما ادعای افزایش بصیرت و دشمنشناسی داریم، دیگر نباید از اینکه کتابی درمورد یهودیت در بازار نشر موجود باشد نگران باشیم.
آیا تصور میکنید بایکوت کتابهایی در مورد یهود موجب تحقق فرمایش حضرت امام رحمة الله میشود که اسرائیل باید از صحنهی روزگار حذف شود؟ آیا فکر نمیکنید با مطالعهی صحیح منابع اطلاعاتی مناسب، شناخت مردم در مورد یهودیت و فهم آنان در مورد ماهیت یهود و همچنین ماهیت صهیونیسم -که چیزی جدای از یهودیت است- بیشتر خواهد شد؟
حتما پس فردا در همایشی با عنوان “عهد کیبورد” خواهید گفت وبلاگها و سایتهایی در مورد یهودیت مطلب مینویسند واین چه معنا دارد و وا اسلاما و وا فرهنگا! اگر اینها را اینجا مینویسم از این است که میترسم فردا روزی تفکر جنابعالی در اقدامات دیگر مسئولین فرهنگی کشور نفوذ کند. چه بسا که متاسفانه مسئولینی با تفکری مشابه شما، وبلاگی چون یهودشناخت را مسدود کرده و محتوای روشنگرانهی آن را از مصادیق مجرمانه دانسته اند.
در آخر با کمی تامل بخوانید که: بزرگترین مرکز شیعه شناسی دنیا که کار آکادمیک میکند در اسرائیل است و در امریکا نیز چندین مرکز شیعهشناسی فعالیت میکنند، آن وقت مسئول فرهنگی مملکت ما میگوید که چرا در مورد یهود کتاب چاپ میشود !!

رادیو فارسی رژیم صهیونیستی در برنامه دوشنبه 15 شهریور 89 سئوالی را به صورت تلفنی برای شنوندگان مطرح کرد که "راهپیمایی روز قدس چه نفع و یا چه ضرری برای ج. ا. ا دارد.؟"
اولین و دومین فردی که تماس تلفنی با آنان برقرار شد با حرارت و هیجانی مثال زدنی اظهار داشتند که رژیم ... ایران با دادن شیرینی٬ میوه و غذا٬ مردم را به راهپیمایی آورده بود. با این گاف بزرگ٬ بلافاصله منشه امیر که خود روباه حیله گری است به سرعت روی خط آمد و گفت (به این مضمون) "که یادتان باشد که ماه رمضان است و مسلمانان روزه هستند.!!! "
مخاطب مورد نظر که از افشای دروغ خود توسط مجری خودی شوکه شده بود٬ مکالمه را با سرخوردگی پایان داد.
منبع: (وبلاگ افق بینا)
اگر اينها يك جوغيرت و حميت اسلامي و عربي داشتند، حاضر به يك چنين معامله كثيف سياسي وخودفروشي و وطن فروشي نمي شدند.
آيا اين حركات براي جهان اسلام شرم آور نيست ؟ و تماشاچي شدن گناه و جرم نمي باشد؟ آيا از مسلمانان كسي نيست تا بپاخيزد و اينهمه ننگ و عار را تحمل نكند؟
راستي ما بايد بنشينيم تا سران كشورهاي اسلامي احساسات يك ميليارد مسلمان راناديده بگيرند و صحه بر آنهمه فجايع صهيونيستها بگذارند، و دوباره مصر و امثال آن رابه صحنه بياورند؟
مطالبي كه بالا خوانديد، پیام مقام معظم رهبري نيست.
پيام رياست جمهوري، رئيسن مجلس و ... نيست.
حتي بيانيهي دست جمعي علماي قم و ... هم نيست.
اين پيام قطعنامه است. بيش از بيست سال ازش ميگذرد. سران عرب نه تنها هيچ تفاوتي نكردند بلكه پيمان دوستي بيشتري با اسرائيل بستهاند و حضرت روح الله بود كه ميديد اينها را.
با کمی تامل و توجه به صحبت های زیر، لازم است جوالدوزی به غیرت برخی بی غیرتانِ مدعی صلح با اسرائیل بزنیم.
بنیامین نتانیاهو چهارشنبه 12 خرداد در تالار کنفرانس دفتر نخست وزیری اسرائیل، در مورد جنایت خونین دریایی گفت:
«سربازان دلاور ارتش اسرائیل همچنان به حفظ جان شهروندان و دفاع از مرزهای کشور ادامه خواهند داد. اسرائیل همچنان قاطعانه در برابر ترور خواهد ایستاد و با آن مقابله خواهد کرد و هم زمان به تلاش برای پیشبرد صلح با فلسطینیان ادامه خواهد داد».
نخست وزیر گفت: «از هلاکت برخی افراد متاسفیم، ولی به سربازان خود افتخار می کنیم و بابت دفاع از خویش از کسی پوزش نمی طلبیم. اسرائیل نیز همانند هر کشور دیگری حق دارد از موجودیت خویش و امنیت شهروندانش دفاع کند».
دوست عزيزم محمد مهدوي اشرف نويسندهي وبلاگ غمخاك بنده را دعوت كردند در جنبش وبلاگي راجع به امام خميني رحمةالله به مناسبت سالگرد ارتحال ايشان، مطلبي بنويسم. (با كلمهي بازي وبلاگي مخالفم چون اين حركت را مقدس و كاملا جدي ميدانم و نميخواهم لفظ بازي بر وقت و تلاشي كه براي نگاشتن ميگذارم بار شود.) به همين جهت و در راستاي موضوع وبلاگ مطلب زير تقديم ميگردد:
حضرت آيتالله العظمي سيد روحالله موسوي خميني را به نوعي تمام مردمان دنيا اگر نشناسند، به قول حضرت امام خامنهاي هر كه انقلاب را بشناسد و نام آن را شنيده باشد، لاجرم نام امام را نيز شنيده است.
امام علاوه بر اينكه فقيه مسلم و مجتهد اعلم بودند يك سري صفات و مشيهايي داشتند كه ايشان را متمايز از ديگر علماي اسلام ميكرد. اين خصايص را ميتوان در روح مبارزه با استعمار و مقابله با تحجر در امام جمع كرد. يعني اينكه حضرت روحالله توانسته بود با الگوبرداري از رسول خدا كه اسوهي حسنه هستند، به گفتهي قرآن اشداء عليالكفار و رحماء بينهم باشند.
برخلاف بسياري ديگر كه اين چهار عامل (خودي، دشمن، رحمانيت و شدت) را نتوانسته بودند در مشيشان كنترل كنند، برخي رحماء علي الكفار و اشداء بينهم بودند، يا با جفتشان رحيم بودند يا با جفتشان شديد بودند. ولي حضرت اينگونه نبودند. اين خصلتِ بسيار مهم در امام در جاي ديگري از قرآن نيز آمده، خصوصيت "حديد"كه «فيه بأس شديد و منافع للناس» است.
امام خميني شكلگيري رژيم صهيونيستي را از ابتداي فعاليت سياسي خويش كراراً گوشزد ميفرمود و خطر آن را به اطلاع ملت ايران و علماي جهان اسلام ميرساند. در ايام اوج فعاليتهاي سياسيِ امام در قبل از انقلاب نيز، اين مقابله به حدي بود كه از طرف ساواك به امام گوشزد شده بود كه در سخنراني خود دربارهي هر چه ميخواهي بگو لكن از شاه، از در خطر بودن اسلام و از اسرائيل كلامي به ميان نياور. امام نيز در ميان سخنراني 13 خرداد 42 خود اينگونه اعلام داشت كه: «گفتهاند شما سه چيز را کار نداشته باشيد، ديگر هر چه ميخواهيد بگوييد، يکي شاه را کار نداشته باشيد، يکي هم اسرائيل را کار نداشته باشيد، يکي هم نگوييد دين در خطر است. ... خوب اگر اين سه تا امر را ما کنار بگذاريم، ديگر چه بگوييم؟! ما هر چه گرفتاري داريم ازاين سه تاست.»
بدينگونه بود كه امام، اسرائيل را مورد حملهي خود در سخنان قرار داده بود و به شدت سياست همگراي رژيم سلطنتي ايران با اسرائيل را مورد انتقاد قرار ميداد. امام در همان سخنراني به شاه گوشزد كرد كه «والله، اسرائيل بهدرد تو نميخورد، قرآن به درد تو ميخورد.».
با يك جستجوي ساده در صحيفهي نور حضرت امام ميتوان مواضع ايشان را نسبت به اسرائيل، صهيونيسم، استعمار جهاني، فلسطين و مقاومت اسلامي، در قبل از انقلاب مطالعه كرد.

روشنگري حضرت روحالله در مورد ماهيت اسرائيل، با پيروزي انقلاب وارد مرحلهي عملي ميشود. و علاوه بر قطع رابطه با اسرائيل، دستور قطع رابطه با مصر (حامي عربي اسرائيل) را نيز صادر ميكنند. نامگذاري روز قدس و اعزام لشگر 27 محمدرسولالله به لبنان براي كمك به آن نيز فازهاي بعدي مبارزهي حضرت امام محسوب ميگردد. اين مبارزه از آغاز فعاليت تا زمان فوت امام داراي روند صعودي بوده و هيچگاه به افول نكشيد. حضرت روحالله در قطعيترين موضع خود نيز با سرطاني خواندن اين غدهي جهاني، حكم بر محو كردن آن از نقشههاي جهاني دادند.
نكتهي جالب در اين ميان، اطرافيان و مدعيان نزديكي به ايشان بود. آنهايي كه آن زمان جرئت حرف زدن نداشتند. ولي بعد از ارتحال ملكوتي آن حضرت، قلمها و زبانهايشان كمكم راه افتاد و سعي بر عقبنشيني از مواضع ايشان داشتند.
اين خط سير با شيب منفي از جايي شروع شد كه ديدند نه در حد محكوم كردن ميتوانند مثل امام باشند، نه مهمتر از آن يعني در عمل!
جناح به اصطلاح خط امامي، در برحهاي از تاريخِ بعد از امام، نه تنها افكار ايشان را كنار زدند و حتي با كساني كه عليه امام حرفي ميزدند برخورد نكردند و سكوت كردند، بلكه در روزنامهها و سخنانشان مدعي اين شدند كه افكار امام را بايد به موزهها سپرد و عامل دو دهه عقت ماندگي ايران، افكار امام است! و... . و در تمامي اين مراحل، موسسهي تنظيم و نشر آثار امام خميني، بهتر از سكوت را اختيار نكرد.
اين جريان، افكار خود را تا بدانجا پيشبرد كه در ايام تبليغات انتخاباتيِ رياستجمهوري دهم، ميرحسين موسوي كه با عنوان "نخستوزير امام" وارد صحنهي انتخابات شده بود در مناظرهي تلويزيوني با دكتر محمود احمدينژاد گفت: «ما موقعی میتوانیم از برادران لبنانیمان حمایت کنیم که خودمان در داخل قوی باشیم. موقعی میتوانیم از آرمانهای فلسطین دفاع کنیم که خودمان قوی باشیم». اين روند همچنان ادامه داشت تا در اوج ايام فتنهگرياين جريان در روز قدس سال 88، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» سرداده شد و براي اين شعار نيز سران فتنه، تفسير و توجيههاي فراواني بافتند و همچنان موسسهي تحريف و هدم آثار امام سكوت اختيار كرد.
اين روزها كه با ايام ارتحال حضرت امام، همزمان شده است، و اسرائيل نيز در حركتي وحشيانه، ناوگان امدادرساني آزادي غزه را مورد حمله قرارداده .مناسب به نظر ميرسد كه بتوان با آن، جريان اهل تسامح و تساهلِ مدعي خط امام را دوباره سنجيد.
وقتي اسرائيل براي توجيه جنايتش FAQ ارائه ميكند.
وزارت امورخارجهي اسرائيل در پي فشارهاي زياد افكار عمومي در مطالبي سعي كرده است در قالب پرسش و پاسخهايي (FAQ) با توجيه عملكرد خود از اين فشارها بكاهد. لكن با توجيهات بيدليل و مسخره، بيشتر آبروي نداشتهي خود را زير سوال برد.
به يكي از نمونه سوالها و پاسخ مسخرهي آن در زير توجه كنيد:
چرا اسرائیل کشتی ها را در آب های بین المللی هدف قرار داد!
از لحظه ای که معلوم می شود یک کاروان (از) کشتی ها(ي)، سازمان دهی شده توسط گروه های اسلامی بنیاد گرا، با کمک نهادهای ضد اسرائیلی قصد تعرض دارند و می خواهد به حق حاکمیت و سیادت این کشور آسیب برسانند، آن ها در واقع همانند یک رزمناو دشمن عمل می کنند و اسرائیل از نظر قوانین بین المللی حق دارد برای پیشگیری از تعرض، به اقدامات لازم دست بزند. در کشتی "مرمره" انواع سلاح های سرد از قبیل چاقو، قمه، گرزن، ساطور و لوله های فلزی به دست آمد.
حال چند سوال از اين توجيهگران بيمنطق:
1-از كجا معلوم شد كه ناوگان آزادي، قصد تعرض به اسرائيل را دارد؟
2-اگر اين ناوگان قصد تعرض به اسرائيل را داشت چرا با خود سلاحهاي گرم و نوين حمل نميكرد؟ چرا اين ناوگان براي چنين قصدي با خود نيروي نظامي و مجهز ارسال نكرد؟
3-سيادت؟ آن هم براي اسرائيل؟
4-آيا سلاح های سرد از قبیل چاقو، قمه، گرزن، ساطور و لوله های فلزی، ميتواند در زمرهي سلاحهايي قرار گيرد كه بتواند حاكميت اسرائيل را لطمهدار كند و حتي با وسايل نامبرده در دوران جنگ جهاني اول نيز نميتوانست در زمرهي تجهيزات نظامي قرار گيرد چه برسد به اينكه بخواهد با آن مقابل رژيم تا دندان مسلح صهيونيستي بايستد.
5-اسرائيل طبق كدام قانون بينالمللي حق دارد به كشتي حامل مواد غذايي و دارويي در آبهاي بينالمللي حمله كند؟
6-اين استدلال كه -اگر كشتيِ حامل مواد غذايي و دارويي براي جنگزدگان تحت محاصره ارسال شود و در آبهاي بينالمللي در حال حركت باشد، از سوي اسرائيل يك رزمناو شناخته ميشود و حق حمله به آن را دارد- به اندازهي جملهي معروف عروس آذربايجان (زهرا رهنورد) مسخره است كه در مورد علل تقلب در انتخابات گفت: «آذربايجان و ترک زبان ها هيچ وقت فرزند خودشان را نمي گذارند که به کس ديگري راي بدهند.خود من لر هستم و موسوي هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراين اهالي لرستان موسوي را نمي گذارند به آقاي احمدي نژاد راي بدهند. اين دو تا ملاک است و باقي موارد هم شبيه همين است»
6-اين وزارتخانه همچنين مدعي است اين اقدام ناوگان آزادي غزه باعث شده كه چند سربازش مصدوم شدهاند و همچنين اين درگيري باعث نيمهكاره ماندن سفر نتانياهو به كانادا و امريكا شده است. (اين يهوديان صهيونيست حتما تا آخرين شيكل پول هواپيماي برگشت و خسارات سفر نيمهكاره را از اين ناوگان خواهند گرفت.)



















